یکشنبه دوم مرداد 1390
کنسرت مسعود شعاری در اهواز
پنجشنبه سی ام تیر 1390
كنسرت شرق اسياي استاد كلهر و وصال عرب زاده
نكته جالب اين تور اين بود كه كيهان كلهر همراه با وصال عرب زاده سه تار مي نواخت ، متأسفانه هيج قطعه صوتي و يا تصويري از اين كنسرت در دست نيست ؛
قابل توجه اساتيد محترم ، دريابيد ما تشنه لبان را ؛
پنجشنبه سی ام تیر 1390
غروب ؛ اخرين كار استاى شعاري
أخرين كار استادمان وصال عرب زاده در كنار استاد مسعود شعاري ، غروب
با ساز ابداعي استاد به نام دلربا در ماهور فا و سل و نوا ، با رنك صوتي نو و مثل هميشه ، امضاي استاد شعاري .
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
استاد محمد رضا شجريان
<< كجا دانند حال ما سبكباران ساحل ها >>
مطلبي از سركار خانم فرحناز فرهادي
ادامه مطلب
چهارشنبه هفتم اسفند 1387
درد
درود
به همه کسانی که گاهی یادی از این دخمه خاموش می نمودند .
بعد از مدتها کلنجار با درونم ( مذهب . انسانیت . کمک به دیگران { جانداران . که میتواند مهر
ورزی . دوست داشتن . عشق . پول دادن . زنبیل زن همسایه را برداشتن برای کمک } . کمک
به خود . فهمیدن درون و برون خود ووووووووووووووو قضاوت ) آمدم .
اکنون سوالی دارم ، از همه ، معنا کردن یک کلمه یا عبارت یا هر چیزی ، البته کمی هم به موضوعات داخل پرانتز بالا توجه بفرمایید :
درد
چیست ؟ چگونه میبینید ؟ چه وقت احساس درد میکنید ؟ درد را در برابر اطرافیان چگونه میبینید و می سنجید ؟؟؟؟؟ !!!!!
منتظرم !!! انتظار شنیدن برایم سخت است ولی انتظار درد ، شیرین !!!!!
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
ارزشمند سینما به دیدار حق تعالی شتافت ))
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387
تا دیروز که غمگین و ناراحت بودیم که چرا اساتید موسیقی اینقدر طاقچه بالا می گذارند و ما شهرستانی ها را جزء آدم حساب نمی کنند و برای راه یافتن به کلاسشان باید هر ۲ هفته یک بار تا تهران برویم ؛
اما امروز که جناب آقای " وصال عرب زاده "( از شاگردان استاد داریوش طلایی و مسعود شعاری و مدرس سه تار در دانشگاهها و آموزشگاه جناب مسعود شعاری و جناب کیوان ساکت ) لطف کردند و قدم بر چشم ما نهادند و به شهرستان " اهواز" آمدند ، آنهم بدون هیچ چشم داشت مالی ، بله بدون چشم داشت مالی و فقط و فقط برای خدمت به موسیقی کشور و به انجام رساندن رسالتشان در راه موسیقی ؛
متاسفانه و متاسفانه حضور شاگردان و علاقمندان در کلاسهای ایشان ، نه تنها چشمگیر نیست بلکه باعث از دست رفتن انگیزه ایشان برای ادامه مسیر شده است ؛
البته حضور دوستان زحمت کش و عاشق که از برگزار کننده های این کلاس در منزل شخصیشان هستند و نامشان را ذکر نمی نمایم و شاگردان مشتاق و تشنه مثل بنده حقیر را منکر نمیشوم که اینان نیز اندکند در مقابل دوستان قدر نشناس .
یکشنبه ششم مرداد 1387
گفتگو با استاد علیزاده پیرامون " آن و آن " و روحیات هنرمند
|
||||
|
|
||||
|
اشاره: گفتوگو با حسين عليزاده كاري سخت و آسان است؛ يا به قول او سهل و ممتنع آسانياش به دليل برخورد خوب و به دور از تفرعن اوست و اينكه راه گفتوگو را با جوابهاي عجيب و غريب و غيرمنطقي بر شما نميبندد. سختياش هم اين است كه عليزاده با دقت تمام به پرسشها پاسخ ميدهد و پرسشگر بايد با آمادگي كامل سراغ او برود. به بهانه انتشار «آن و آن»، واپسين اثر عليزاده سراغ او رفتيم. | ||||
|
| ||||
|
گقتگو از : محمود متوسلیان
1387/04/30 |
|
ادامه مطلب
شنبه بیست و نهم تیر 1387
فکر نمی کنم اتفاق تازه ای افتاده باشه ،
فوت استاد مرحوم شکیبایی رو نمی گم ،
بازگشت همه به سوي اوست كه تازه نيست ، يك عمره كه همه به سوي او مي شتابند ،
بي توجهي به از دست رفتن هنرمند رو نميگم ، آخه اينم چيز تازه اي نيست
خسرو شكيبايي انسان خاكي و مهرباني بودند ، آخه ايشونو از نزديك تو آغوش گرفته بودم .
روحش شاد ، اميدوارم هرگز از يادها فراموش نشوند
پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387
۶۰ ماه و ۱۸ روز سابقه رزمندگی در جبهه دفاع مقدس را دارم (فرمانده گردان ، گروهان و دسته) ، جانباز ۲۵٪ (نصف کف دست راست و پارگی شکم، کاهش شنوایی گوش راست و کمی هم شیمیایی ) . برای دفاع از ناموس و وطنم جنگیدم .
می خواهم دخترم را با مدرک * لیسانس باستان شناسی *در شرکت پتروشیمی بجنورد مشغول به کار کنم ، اما می گویند مدرکش ارتباط ندارد و استخدامش خارج از مقررات شرکتیست . نمی دانم برای همه ایتطور مقررات وجود دارد یا . . . ! ! !
شما راهنماییم کنید . لطفآ
